در اين شب تيره 1400 ساله ، نسل جوان ما - اين قربانيان انقلاب كثيف و اسلامی نسل بيخرد پيشين - ستاره های زيبايی هستند كه با روشنايی خود،پاره ای از اين سياهی هراس انگيز را ميشويند و نابود ميكنند و به زودی شمار اين ستاره های پر تلالو در نسل جوان آنچنان زياد خواهدشد كه تيرگی شب اسلام سياه را به روشنايی روز خرد و تمدن تبديل خواهندكرد
Showing posts with label چهره های کثیف خیانتکار. Show all posts
Showing posts with label چهره های کثیف خیانتکار. Show all posts
افرادی که در زیر از آنها یاد خواهد شد همگی جزو لیست بزرگی از خیانتکاران بظاهر ایرانی هستند و جالب اینکه همگی در یک چیز اشتراک داشته اند و آن این است که به طرز عجیبی همه تفکرات اسلامی داشته اند و سعی داشته اند همواره اسلام را در ایران نگاه داشته و به هر شکلی از نابودی آن جلوگیری کنند
ایران ، متاسفانه همواره یک کشور خیانت خیز بوده است و شاید در هیچ ملیتی به اندازه ایرانیان اینهمه خائن در طول تاریخ وجود نداشته است.
در طول این سالیان دراز هربار قهرمانی پیداشد تا ما را از شر این دیو (اسلام) نجات دهد چندین برابر خائن در همان زمان پیدا شدند و او را کشتند و جلوی رهایی ایران را گرفتند. نمونه ها انقدر زیاد است که حد و اندازه ای ندارد. اوج این ضربه های خائنانه در دوران سلسله قاجار نمایان شد
یکی از افشین های روزگار معاصر ارتشبد حسین فردوست بود. او که برای محمدرضا شاه مثل برادر بود و یکی از نزدیکترین یارانش به شمار میرفت به یکباره معلوم شد که تمام این مدت جاسوسی او را میکرده و از انقلابیون و شخص خمینی حمایت میکرده است. فردوست انقدر به محمدرضاشاه نزدیک بود که وقتی به محمدرضا شاهاطلاع دادند که فردوست به تو خیانت کرده و به خمینی پیوسته است و دارد توی تلویزیون جمهوری اسلامی به تو بدوبیراه میگوید باورش نشد و حاضر نبود در این مورد صحبت کند!!
نمیدانم با کدام منطقی میتوان اینهمه رذالت را توجیه کرد. ما در ایران از این افشین ها و فردوست ها زیاد داریم و باید نسبت به آنها هوشیار باشیم تا بیش از این ضربه نخوریم.
حالا بهتر است سری به روشنفکران و سیاستمدارانبزنیم و چند نفر را که نقش های بزرگ در عقب ماندگی ما داشته اند را با هم بشناسیم:
به طور خلاصه خائن کسی است که آگاهانه و درحالیکه حقیقتی را میداند اما به دلایل منافع فردی یا گروهی یا ایدئولوژیکی یا ... آن حقیقت را به جامعه نمیگوید و عرضه نمیکند. این صفتی است که دقیقا در مورد به اصطلاح روشنفکران ! ایرانی معاصر کاملا صدق میکند .
فایل زیر را بشنوید تا بدانید روشنفکران واقعی و روشنفکران قلابی چه کسانی بوده اند:
عبدالکریم سروش، شیرین عبادی ، اکبر گنجی ، عطاء الله مهاجرانی و سایر همپالکیهای اصلاح طلبشان همگی خود را روشنفکر دینی مینامند. فایل بالا را که بشنوید متوجه میشوید که این افراد تا چه حد مخاطبینشان را احمق فرض میکنند. بعید است خودشان تا این حد احمق باشند که نفهمند عبارتی بنام روشنفکر دینی در واقع چیزی شبیه جوک بیشتر نیست .
اجازه دهید قبل از هرچیز سخنان یک روشنفکر دینی و رییس همه روشنفکران دینی را با هم بشنویم تا ببینیم چقدر این روشنفکرها به فکر آزادی و دموکراسی هستند! ببینید این مردک روباه صفت با چه وقاحتی این سخنان را به زبان میاورد و خجالت هم نمیکشد
بازرگان که عده ای هنوز سعی میکنند خطاهایش را تبرئه کنند علاوه بر خیانتی که بابت دست بوسی هایش برای خمینی و آوردن او به ایران مرتکب شد بطور مداوم درست مانند شریعتی چرندیاتی در مورد اسلام و قرآن میگفت و آنها را با علم و تکنولوژی مرتبط میدانست.
نمونه بسیار جالبی از چرندگویی روشنفکرنمایان را در این بخش از سخنان اکبر گنجی ( یکی دیگر از ماله کشان اسلام ) در این فایل بشنوید که واقعا خنده دار است!! درست مثل بقیه روشنفکرهای قلابی(مثل توده ایها)او هم دائم یک مشت لغت را پشت هم ردیف میکند بدون آنکه معنی درستی را به خواننده منتقل کند. در حالیکه در مورد اسلام سفسطه میکند شاید بیست بار کلمه "تبیین" را در چند خط بکار برده است!! نمیدانم خودش معنی کلمه تبیین را میداند یا خیر !
و اما ببینیم در بیناساتید دانشگاه مان(!)چه در و گهر هایی را داشته و داریم!! :
محمد ملکی که اولین رییس دانشگاه منصوب شده توسط خمینی پلید بود و با همدستی عبدالکریم سروش انقلاب فرهنگی را به راه انداخت و اساتید و دانشجویان را فلع و قمع کرد ، حالا پس از سی سال به چنگال همان انقلاب عزیزش گرفتار آمده و تازه یادش افتاده که در جامعه بیعدالتی هم هست!!فقط و فقط چون منافع خودش بخطر افتاده شروع به گفتن "بعضی حرفها" آنهم باز در چارچوب اسلام کرده که در فایل فوق خواهید شنید.
ناصرپورپیرار یکی از قلم به مزدهای جمهوری اسلامی است که برای ماله کشی در مورد اسلام و حمله اعراب به ایران شروع به نوشتن یک سری دروغ های تاریخی کرده است و در آن نوشتارها سعی کرده مثل علی شریعتی اسلام و اعراب را مهربان نشان دهد و بگوید ایرانیها با آغوش باز! از آنها استقبال کردند.
حال سری به انگلهای جامعه یعنی آخوندهابزنیم :
اکنون یکی از آخوندها را که به نظر من همگی بیگانه و تازی هستند را در اینجا بعنوان نمونه میاورم. کسی که به او استاد شهید میگویند. ببینید یک روحانی که استاد و معلم مسلمین بوده است چنین جانوری بوده است و خودتان حساب کار بقیه این جانوران را بکنید :
در این فایل خواهید شنید که شیرین عبادی چگونه همه زنها را مثل خودش احمق فرض کرده است . وقتی این فایل را بشنوید متوجه میشوید که این زن چقدر حقیر است.
شیرین عبادی قطعا این مطالب را در مورد قرآن و اسلام میداند و اینکه اینهمه تحقیر در مورد زن را میپذیرد و سعی میکند هنوز اسلام و قرآن را زیبا و منطقی!!! جلوه دهد . جز اینکه بگوییم این زن ، یک مزدور و خودفروخته اسلامیون است چه میتوان گفت؟
در میان هنرمندان نسل قبل ما که همگی پرورده دوران پهلوی و آزادیهای اجتماعی آن دوران بودند نیز متاسفانه تعدادی بخاطر منافع شخصی در برابر خمینی زانو زدند که در میان آنها یکی از بدترین کارنامه ها را گوگوش به خود اختصاص داده است . این خواننده معروف که در سال آخر دوران پهلوی حتی برای روز تولد ولیعهد به کاخ رفته و برای خانواده شاه آهنگ خوانده بود ناگهان با ورود خمینی تغییر چهره داد .
البته وقتی به مرور نفرت ایرانیان از خمینی افزایش یافت طرفداران گوگوش سعی کردند این افتضاح را ماست مالی کنند و این کار او را به نحوی توجیه کنند.مثلا گفتند شاعر این شعر محمد صالح علا بوده که پس از فوت پدرش که او را "آقا" مینامیده این شعر را برای پدرش سروده و ربطی به گوگوش نداشته !!
دروغ بودن این ادعا را با نگاهی به متن شعر میتوان فهمید. اولا در یکی از ابیات ، گفته میشود "من کنیز زنگی ام که ..."!! حالا باید پرسید آیا محمد صالح علا کنیز پدرش بوده ؟! :- )
ضمن اینکه متن شعر خطاب به یک آدم زنده است نه یک فرد که درگذشته باشد. گوگوش خیلی واضح میگوید "عمر و عزتت زیاد" !! حالا چرا باید آقای محمد صالح علا عمر طولانی برای پدر فوت شده اش بخواهد؟؟؟؟کاملا مشخص است که منظور گوگوش از آقا ، همان جانوری است که در آن زمان همه آقا خطابش میکردند.
این خواننده که همه اعمالش نشان از بیسوادی و بی پرنسیپی او دارد یک نمونه از بسیار هنرمندانی است که در این سی سالدرست مثل یک آفتاب پرست دائم در حال تغییر چهره دادن هستند . یک روز طرفدار پهلوی است . فردایش ضد پهلوی و عاشق آقایش خمینی میشود . چندسال بعد اصلاح طلب و طرفدار سرسخت فریب الله خاتمی میشود و برای اصلاح طلبان تبلیغ میکندو باز ناگهان یک روز طرفدار شهبانو میشود و با او عکس میگیرد و دوباره روز دیگر به کمپین اکبر گنجی میپیوندد .
همین حرکات او باعث شد که از یک خواننده افسانه ای و محبوب به یک شخصیت سبک و حتی برای عده زیادی منفور تبدیل شود...
او و امثال او اگر دانش سیاسی کافی ندارند میتوانند سکوت کنند... چرا چیزی میگویند که باز قدمی در جهت عقب نگاه داشتن نسل جوان و در نهایت تخریب شخصیت و وجهه خود بردارند؟ ...
به عنوان حسن ختام یک فیلم جالب از یکی از خائنین خرده پا را با هم میبینیم که در آن این شخص شروع به فحاشیهای زشت که لایق خودش و امام و پیغمبرش است به یکی از ازادیخواهان معترض به جمهوری اسلامی میکند. پیشاپیش از همه شما بابت کلمات زشت این فیلم پوزش میخواهم اماباید اینها را دید و اینگونه خیانتکاران را شناخت.
اصلاح طلبهای حكومت اسلامی همگی مذهبی هستند. به خمينی اعتقاد و علاقه دارند. بقای اسلام و حكومت اسلامی را ميخواهند. بنابراين تااينجا كاملا شبيه محافظه كاران و قشريون هستند!
پس تفاوتشان از نظر اعتقادی با گروه دوم چيست؟! هيچــی!!! تنها تفاوت اينست كه شما تكليف خودرا با آنها نميدانيد! هرروز يك رنگ متفاوت دارند. شما را بازی ميدهند و جيبهای خودرا پرميكنند. آخرش هم ميبينيد كلاه گشادی سرتان رفته و سگ زرد برادر شغال است!!
فايل زير رابشنويد تا ببينيد اين گروه كثيف كه يك عمر با صاحبان قدرت همراه بوده اند و عين خيالشان هم نبوده، حالا پس از طردشدن از انتخابات هشتم تازه يادشان افتاده كه چيزی بنام بيعدالتی و فساد وجوددارد!! به راستی كه وقاحت و بيشرمی اين جانوران اندازه ای ندارد...
.
زوزه اصلاح طلبانه ! (گرگها به جان هم ميفتند!!) - رضا فاضلی . فريب الله خاتمی رييس اين گروه كه از همه كثافت تر و بی چشم رو تر است همان كسی بود كه وقتی خلخالی جنايتكار به دَرَك واصل شد اشك ريخت و از خلخالی تقدير كرد و همينطور پس از كشته شدن اسدالله لاجوردی قاتل جنايتكار باز اشك و زاری كرد و از او بعنوان قهرمان يادكرد. چرا؟؟ هيچكس از خود نميپرسد چرا !! چون خاتمی خودش بااين افراد همفكر و همراه بود و از آنها جدا نيست. اين شخص قتلهای زنجيره ای خارج از كشوررا در دوره رياست جمهوری رفسنجانی دزد، طراحی كرد. همين خاتمی شارلاتان!
و اما بياييد علاوه بر خاتمی و خلخالی و لاجوردی ساير اصلاح طلبان معروف را مرور كنيم :
رفسنجانی: يك خوك به تمام معنا! و يكی از سی ثروتمندترين افراد دنيا كه ركورد دزديهايش را در ايران هرگز كسی نخواهد شكست... به زودی پرونده كامل دزديهای رو شده او و خانواده اش را در همين سايت خواهم گذاشت... آنقدر مردم را احمق فرض ميكند كه حالا ادعای اصلاح طلبی دارد! درحاليكه از ابتدای انقلاب، خودش از مهره های اصلی بوده ! حالا تازه بعداز سی سال يادش افتاده كه بايد اصلاح كند!!!! فريب تا چه حد؟ تا كجا؟؟ يعنی مردم انقدر از نظر او گوسفندند؟
عبدالكريم سروش: اين مسلمان متعصب كه نام واقعيش "حسين حاج فرج دباغ" است در ابتدای انقلاب با به راه انداختن انقلاب فرهنگی به همراه مصطفی معین ، صادق زیبا کلام و محمدملکی شخصا صدها استاد متخصص را به جرم معتقد نبودن به مفاهيم اسلام!! از دانشگاهها اخراج كرد و ريشه دانشگاههای ايران را خشكاند.سپس بعدازاخراج وتصفیه آن اساتید ودانشجویان لیست اخراجی ها به دست وزارت اطلاعات که سعیدحجاریان نقش بسزایی درتاسیس واداره آن درزمان وزارت ریشهری جنايتكار داشت می افتاد وزمینه برای به زندان انداختن دانشجویان توسط وزرات اطلاعات فراهم می شد. ریيس شورای عالی انقلاب فرهنگی درآن سالها فريب الله خاتمی بود.
اين موجود تهوع آور متعصب اسلامی كه حالا پس از سی سال فهميده كه چه غلطهای زيادی ای كرده و چه گندی بالاآورده تازگيها نقش خود را در انقلاب فرهنگی انكار ميكند!!! چندی پيش در امريكا سخنرانی داشت و وقتی يكی از حضار ماجرای انقلاب فرهنگی را پيش كشيد سروش ( حاج آقا فرج!!) ابتدا طفره رفت و سپس چماقدارانش سوال كننده را بيرون بردند و به قصد مرگ كتك زدند!! فكرش را بكنيد! وسط امريكا!!! ببينيد اين مسلمانان متعصب چه حيواناتی هستند... اين ماجرا را از زبان خود اين فرد كتك خورده در مصاحبه ای كه با آقای مشيری داشته است بشنويد:
بتازگی كه بر اثر بيدار شدن جوانها، ايرادات قرآن يكی پس از ديگری نمايان شده ،عبدالكريم سروش اين مرد پست نابكار در لحظات پايانی عمر هم دست از بيضه اسلام بر نميدارد و اين بار ميخواهد با حذف قسمتهايی از قرآن باز اين دين را مهربان و لطيف و ... معرفی كند. به فايلهای زير بدقت گوش كنيد:
مشتی سگان نگر كه بهم در فتاده اند... از بحث و از جدال و ز تكرار فارغيم .
. اكبر گنجی : اين مرد كه روزگاری از تندروترين ها بود بدليل پيوستن به اصلاح طلبها و نوشتن كتابی بر عليه مافيای رفسنجانی و نهايتا شركت در كنفرانس برلين در سال 2000 پس از بازگشت به ايران زندانی شد. ولی بعد از آزادی از زندان و خروج از ايران بجای زيرسوال بردن حكومت اسلامی، باز به تبليغات اصلاح طلبانه و دفاع ازحكومت ادامه داد وتشويق به بخشيدن اشتباهات حكومت ميكرد و بجای رو كردن ماهيت كثيف اسلام ، درست برعكس سعی كرد به همه القا كند كه اسلام يك دين دموكرات و مهربان!! است و بايد بماند!! اين يعنی فريب جامعه. اين يعنی تزوير. يعنی ريا. يعنی عوامفريبی... يعنی پايمال كردن سی سال تجربه تلخ ايرانيها از اسلام و جلوگيری از رنسانس مذهبی در ايران...
شيرين عبادی: از اولين زنانی كه در دوران شاه به مقام قضاوت رسيد ولی بعدازانقلاب، خمينی اورامثل يك دستمال آلوده دور انداخت و اين زن بی شخصيت بجای مبارزه و گرفتن حق خودش و سايرزنان، كاسه ليس خمينی و اسلام ( يعنی دشمنان خودش) شد. ناگهان بدلايل نامعلوم!! و درحاليكه زنان بسيار شايسته تر از او مثل خانم سيمين بهبهانی شجاع درزمينه مبارزه برای حقوق بشر در ايران وجودداشتند اين سكينه سلطان جايزه صلح نوبل گرفت و اولين حرفی كه زد گفت: من اولين زن مسلمانی هستم كه اين جايزه را ميگيرم!!! اين كُلفـََت السلطان انقدر بيشعور بود كه بجای ايرانی بودنش به مسلمان بودنش افتخار ميكرد. دوحالت دارد. يا سوره نساء را نخوانده كه پس غلط كرده كه ميگويد مسلمان است! چون مسلمانی كه قرآن را نخوانده باشد مسلمان نيست. اگر هم خوانده باشد و تمام تحقيرهاييكه در قرآن به زن شده است را قبول دارد ( كه احتمالا همينطور است) در اينصورت فقط ميتوانم بگويم اين زن حقيرترين ، فريبكارترين، منفعت طلب ترين و بزدل ترين زن دنياست.
ابراهيم يزدی: كثيفتراز اين حيوان خيلی كم پيدا ميشود. اين جانور كه مثل لای و لجنهای اسلامی ديگر به اصلاح طلبان پيوسته است در ابتدای انقلاب در محاكمه افسران شجاع شاه از جمله تيمسار مهدی رحيمی شركت داشت و فيلمهايش هم هست كه چگونه باّ بی ادبی با ايشان برخورد ميكرد و در نهايت زمانيكه از تيمسار رحيمی خواست كه بگويد مرگ برشاه ، وقتی تيمساررحيمی از گفتن اين عبارت امتناع كرد ابراهيم يزدی به او فحش خواهرومادرداد و تيمسار به اوحمله كرد تا سيلی بصورت كثيفش بزند كه متاسفانه نگذاشتند. ولی ابراهيم يزدی دستور داد تا قبل از اعدام همان دست تيمسار را كه باآن قصد سيلی زدن به وی را داشت قطع كنند تا تيمسار رحيمی زجركش شود.
حالا اين مردك عقده ای ابراهيم يزدی شده رييس نهضت آزادی!!! من نميدانم بايد بخندم يا بايد گريه كنم؟؟؟ طرفداران نهضت آزادی!! آزادی را ابراهيم يزدی ميخواهدبرايتان بياورد بدبختها ؟ آخر تا كی ميخواهيم به حماقت ادامه دهيم؟ اين مردك رذل بايد در دادگاه بخاطر جناياتش محاكمه شود نه اينكه بيايد و بشود مسئول حزبی كه نام آزادی را يدك ميكشد... واقعا ما كجای كاريم؟؟؟؟
در زیر دو فیلم مستند بسیار جالب را از خیانتکاران مشهور ایران خواهید دید در فیلم اول خمینی در جایگاهش نشسته و اراذل و اوباش یکی پس از دیگری برای بوسیدن دستهای کثیفش شرف حضور می یابند! در میان بوسندگان ! میتوان فریب الله خاتمی و میرحسین موسوی را هم مشاهده کرد. فیلم را به دقت ببینید
فیلم دوم رفسنجانی دزد را بعد از مرگ خمینی دجال نشان میدهد که چگونه با دغل بازی و دروغ های واضح باعث شد که خامنه ای به عنوان رهبر انتخاب شود ببینید مشتی کفتار چگونه با سرنوشت ما بازی کردند
در اینجا در ارتباط با افرادی که از ابتدای انقلاب کثیف و اسلامی در جهت فریفتن مردم قدم برداشتند فایلهای صوتی و همینطور نوشته هایی را گردآوری کرده ام. توجه داشته باشید که این قبیل افراد مانند خاتمی و یا شریعتی به دلیل تحمیق انسانها گناهی در حد رفسنجانی و خامنه ای دارند و شاید هم بیشتر...