Tuesday

توده ای ها

کمونیسم
و معرفی کمونیست های ایرانی
.
آنچه در این نوشتار میاید مربوط به چپی های دوران انقلاب است

بارها شده که برخی مسلمانان به من به دلیل بیخدا بودنم و نوشته هایم بر ضد دین، برچسب کمونیست بودن را زده اند!! برای یک مسلمان شستشوی مغزی شده ، بیدینی یا بیخدایی مساویست با کمونیسم!! به هرحال از کسی که حتی تاریخ دین خودش را هم نخوانده است انتظاری نمیرود که بیش از این هم درک داشته باشد.



من نه تنها کمونیست نیستم بلکه از مکتب کمونیسم فراری و گریزانم. چون پدرم درگذشته کمونیست بود (و خوشبختانه خیلی سریع آن را کنارگذاشت) و دوستان چپ او بارها جلسات خودرا درمنزل ما برگزار میکردند. عمو و دایی ها و حتی خاله هایم توده ای بودند. به همین دلیل من بطور کامل با طرزتفکر و منش این قشر آشنا هستم و قصد دارم در این پست آنرا برای نسل جوان موشکافی کنم.



معرفی مقدماتی مارکسیستها - رضا فاضلی

(بهمراه سخنانی از رضا فاضلی برای ثبت در تاریخ درمورد ایران)پروسه کمونیسم از مارکس و انگلس تا لنین و استالین و مائو – رضا فاضلی

( فایل بسیار مهم و شنیدنی )

(در این فایل همچنین نظرات یک دانشجوی چپ را خواهید شنید و شنیدنش به تمام جوانان چپ توصیه میشود )





در زمان محمدرضاشاه فقید ، چپ بودن یک نوع روشنفکربودن به حساب میامد و بهمین دلیل بخصوص در کنفدراسیون خارج از کشور و گروههای زیرزمینی داخل ایران شدیدا جوانها جذب این گروهها میشدند.
شاه فقید هم بجای اینکه فضا را باز بگذارد تا پوچی این تفکر مشخص شود سعی داشت با زور این آلودگی را از بین ببرد که طبعا هیچ کاری با زور پیش نمیرود.دقیقا همان اشتباهی که شاه در مورد اسلام و خمینی هم کرد و اجازه نداد مردم آزادانه کتابهای این بیمار روانی نفرت آور را بخوانند و چهره کریه و ذهنیت عقب مانده او را بشناسند.




یک کمونیست باید یک پکیج (package)کلی را میپذیرفت تا کمونیست شناخته شود . یکی اینکه بیدین و بیخدا شود و بگوید "دین افیون توده هاست" !!! دوم اینکه بگوید برابری و برادری و ...

این مسئله خیلی شبیه به قسم خوردن مهاجرین امریکا برای سیتیزن شدن است.اکثر کمونیستهای نسل گذشته بخاطر اینکه بسرعت وارد این فضای روشنفکری!!!شوند بلافاصله این پکیج را روی خود پیاده میکردند بدون آنکه از درون و بصورت ریشه ای در آنها تغییری حاصل شده باشد. نتیجه اش هم اینست که بعد از ورود جمهوری اسلامی بسیاری از همین کمونیستها نماز خوان و نوکر خمینی شدند و به حزب اللهی ها پیوستند که نمونه هایشان در بین دوستان پدرم بسیار زیاد بود.



شعار کمونیستها نجات زحمتکشان ! است و شعار اسلام نجات مستضعفان!! اما در عمل هر دو مرام باعث سیه روزی و بدبختی پیروانشان شدند و همیشه هم ایندو با هم سازش دارند!!! که دلیل آنرا در فایل فوق خواهید شنید و خواهیددید که آیا واقعا مرام چپ درد زحمتکشان را دارد یا نه...!!


اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه!
...


یکی از خصوصیتهای بارز کمونیسم، یکی دیکتاتوری شدید و دیگری اتحاد بی چون و چرای او با حکومتهای فاسد و بخصوص اسلامی است!!



رهبران کمونیست در دنیا همگی دیکتاتور بوده اند . نمونه بارز آنها استالین ، فیدل کاسترو و هوگوچاوز و کیم ایل سونگ را میتوان نام برد که نه تنها پوست مردم خودشان را کندند بلکه دائما با حکومتهای فاسدی از قبیل جمهوری اسلامی در ارتباط بوده و هستند.




تمام کشورهای کمونیستی با جمهوری اسلامی همواره رابطه داشته اند و آن را حمایت کردند. سران جمهوری اسلامی هم به دلایل نامعلوم!! اسلام و قرآن را زیر پا نهادند و با این بیخدایان(!) ارتباط تنگاتنگ داشتند. یکی نبود از آن خمینی کفتار یا هریک از آخوندهای حکومتی بپرسد تو چگونه از اسلام دم میزنی و زیرزیرکی با روسیه مرتبط هستی؟

محمدرضاشاه همواره از این دو گروه عقب مانده بعنوان ارتجاع سرخ ( چپی ها) و ارتجاع سیاه (مسلمانهای افراطی) یاد میکرد و میگفت که ایندو دشمنان ایران هستند و از اتحاد عجیب و غریب ایندو بعنوان اتحاد نامقدس ارتجاع سرخ و سیاه نام برد که بعدا همگی فهمیدیم که چقدر درست میگفت.

او درست میگفت. ولی باید اجازه میداد مردم هم این را لمس کنند. اما او با محدود کردن مردم آنها را نسبت به این دو عفونت تشنه تر و تشنه تر کرد و مردم هم بدلیل نادان بودن و کتاب نخواندن ، خیلی راحت به چنگ این دو هیولاافتادند و سرانجام اتحاد نامقدس سرخ و سیاه کار خود را کرد...

نسل گذشته (جوانهای دهه 30 و 40) انسانهایی بسیار کوته بین بودند و فکرمیکردند شاه اشتباه میکند. نهایتا همین نسل نادان بود که به دام ارتجاع سرخ و سیاه افتاد و آینده نسلهای بعداز خودرا به لجن کشید.

اما گذشت زمان این اتحاد سرخ و سیاه را به ما نشان داده است


نمونه کوچک این مسئله هم کمونیستهای ایرانی و خصوصا توده ایها هستند.توده ای ها کثیف ترین و خیانتکارترین قشر جامعه ایران بوده و هستند. رییس آنها نورالدین کیانوری خائن که فقط عقده از شاهنشاهی داشت بعداز ورود خمینی نه تنها خودش بلکه همه همفکرانش غلام حلقه بگوش خمینی و سایر آخوندها شدند و موجبات قلع و قمع شدن بسیاری از گروههای مخالف خمینی را فراهم آوردند. ( نمونه اش لو دادن افسران شاهنشاهی در ماجرای "نوژه" که باعث تداوم جمهوری اسلامی و ریخته شدن خون تمام آن مردان شجاع و گرانبهای سرزمین ما بود)







خوشبختانه بدلیل اینکه نسل جوان و باشعور ایران هیچکونه گرایشی به این توده ای های گندیده نداشته است این گروه دیگر فقط یک سری پیر و پاتالهای پوسیده هستند که هنوز هم دست از خیانت به ایران برنمیدارند و حتی در این مبارزات اخیر جوانهای ایران که دارد باعث تزلزل حکومت اسلامی میشود این پوسیده های متعفن توده ای آنچنان هول شده اند که از هر طریقی میخواهند این جریان را به خاموشی بکشانند. نمونه بارز این دایناسورهای توده ای عفونت بار ، فرخ نگهدار میباشد که عملا نماینده جمهوری اسلامی در خارج از کشور شده است..






کمونیستهای ایرانی ( توده ایها )



کمونیستهای ایرانی (توده ای ها) انسانهای یخ زده ، مستبد ، نسبتا خشن و کم مایه ای بودند که متاسفانه بدلیل خواندن یکی دو کتاب از مارکس تصور میکردند علامه دهر شده اند . درحالیکه به شدت از نظر اجتماعی عقب مانده و متحجر هستند و زندگیهای آنها هم اغلب دارای انواع نابسامانیهاست که بدلیل تفکر پوسیده خود، آن نابسامانیها را به خانواده خود هم تحمیل میکنند

کمونیستها (توده ایها)ی نسل قبل را به راحتی میتوان از ظاهرشان شناخت.
زنهایشان غالبا بدون آرایش و گاه ژولیده در جامعه ظاهر میشوند و مردهایشان هم اکثرا سبیل استالینی  دارند که البته این مورد بیشتر مربوط به نسل پدرومادرهای ماست و در نسل جدید کمترشده است.
کافیست برای اینکه حرف من اثبات شود نگاهی به کانالهای ماهواره ای شان بیندازید. مردهایشان اکثرا لهجه دهاتی دارند و زنهایشان خود را مثل "جن" درست میکنند و جلوی دوربین میایند. مثلا میخواهند بگویند ما خیلی ساده زی و طرفدار طبقه تهیدست هستیم!!!


پدربزرگ خود من در جوانی بدلیل اینکه احساس روشنفکری کند به کمونیستها پیوست و همیشه ادعا میکرد که یک بیخداست. درحالیکه وقتی به سن هشتاد و پنج سالگی رسید در سوگ از دست دادن یکی از بستگانش یک متن خطاب به آن شخص نوشت و در آن گفت " میدانم که الان خداوند (!!!) ترا در بهشت برین (!!!!) جای داده است"
خیلیها از این طرز تفکر جدید پدربزرگم شگفت زده شدند اما برای من جای شگفتی نبود چون میدانستم او هم مثل بقیه کمونیستهای ایرانی(توده ایها) ، در جوانیش بدون هیچ کنکاش و تحقیقی این پًکِــیـج کمونیسم را پذیرفته و چون آنها گفته بودند "خدا نیست" بنابراین او هم مثل یک طوطی همان را یک عمر برای دیگران بلغور میکرد درحالیکه در ناخودآگاهش چیز دیگری بود.

دقیقا به همین دلیل بود که این گروه خیلی سریع کاسه لیس خمینی شدند و از مواضعشان کوتاه آمدند و به راحتی زیر بیرق اسلام رفتند. فایل زیر گفته های کیانوری کثیف (معروف به آیت الله کیانوری!!)در تجلیل خمینی متعفن و مقالات احسان طبری تهی مغز را خواهید شنید که سعی میکند اسلام و کمونیسم را به هم بچسباند!!


(ببینید و بشنوید چطور کیانوری و طبری اسلام و خمینی را پرستش میکنند )



کشورهای بدبخت کمونیست!!
...



کمونیسم یک مکتب عقب مانده و شکست خورده است . شما هیچ کشور کمونیستی را نمیبینید که مردمش خوشبخت باشند. از شوروی و کوبا و ونزوئلا گرفته تا کره شمالی که مردمش علف میخورند و چین که مردمش انقدر از ظلم و دیکتاتوری این سرزمین فرار کرده اند که هرجای دنیا و به هرکشوری که میروید میبینید که پر از چینی است.


(در اینجا رضافاضلی نازنین تجربه جالب خود را از دیدارش از کشورهای کمونیستی و جوامع بی طبقه! بیان میدارد)

کشورهای کمونیستی با مردمشان خشن برخورد میکنند. چون مکتبشان خشن است و این خشونت را شما در افراد توده ای به وضوح میبینید. دوستان پدرم و عموی توده ای ام ( و تا حدی حتی پدرم) در برخورد با خانواده خودشان خشونت و دیکتاتوری عجیبی به خرج میدادند و از خریدن وسایل مدرن خودداری میکردند!! که وانمود کنند خیلی خوب دارند به حرفهای مارکس عمل میکنند.

جا دارد که دوستان کمونیست، یک بار پیش خود بیاندیشند که چرا همه کشورهای کمونیست بدبخت و دیکتاتور زده هستند؟ فایل زیر را بشنوید تا ببینید جریان چیست


واقعا چرا کشورهای کمونیستی همه شان با جمهوری اسلامی ارتباط دارند؟

خوشبختانه به مرور زمان مردم ایران دشمنان واقعی خودرا یکی پس از دیگری شناخته اند و فهمیده اند که دولتهای کمونیستی در طول تاریخ چه ضرباتی به ایران و ایرانی زده اند و چه دشمنی شدیدی با ایرانیها داشته اند و تاابد هم خواهند داشت.
از کشورهای بیگانه انتظاری نمیرود. درد اصلی هموطنانی هستند که ارتجاع سرخ از آنها افرادی وطن فروش و وقیح و دروغگو میسازد که چیزی جز پرچم سرخ نمیشناسند . پرچم شیروخورشید ایران برای اینها بیمعناست.درفش کاویانی برای اینها بیمعناست. وطن برای اینها بیمعناست. چنین افرادی همانقدر خطرناک هستند که اعراب ... فقط تفاوت در این است که ایرانی عرب پرست رو به مکه نماز میخواند و کشور ومردمش را فدای اسلام میکند ولی ایرانی کمونیست رو به مسکو نماز میخواند و کشور و مردمش را فدای پرچم سرخ میکند









کلماتی که کمونیستها مدام بلغور میکنند!!
...


گردهمایی کمونیستهای ایرانی خسته کننده ترین نوع گردهمایی هاست که از درون آن تحجر و واپسگرایی را به وضوح میتوان حس کرد.

این جلسات رقت بار چپی ها را بارها در خانه مان شاهد بوده ام. در تمام مدت این چندسال فقط چند کلمه خاص را از داخل این جلسات احمقانه میشنیدم که عبارت بودند از :بورژوا ! ، امپریالیسم ، بورژوازی ، بلشویک! ،پرولتاریا!، دیالکتیک، سوسیالیسم، فئودال! ، ستمشاهی!! ...

امتحانش ساده است. شما اگر همین الان با یک توده ای صحبت کنید مرتب این چهارپنج کلمه را از زبانش میشنوید که آنهم برای اینست که بگویند ما خیلی با سواد هستیم!! و جالبست که جز این چند کلمه چیز دیگری را بکار نمیبرند تا لااقل تنوعی حاصل شود !!!

دشمنی کمونیستهای ایرانی(توده ای ها) با سه چیز است :
یکی امریکا که وقتی اسم آنرا جلویشان میاوری میخواهند خود را از بالا تا پایین جر دهند!! چون اینها همیشه رو به شوروی داشته اند و کعبه آمال آنها شوروی عقب مانده ای بود که بعداز فروپاشی اش همه فهمیدند که چه عفونتی بود و چه جنایاتی را تحت لوای کمونیسم به آن مردم بدبخت تحمیل کرده بود و هنوز هم میکند.

دومی سلسله پهلوی است. چپی ها عقده شگفت انگیزی از سلسله پهلوی دارند و کینه شتری و وحشتناکی از این خاندان به دل گرفته اند . هنوز هم بااینکه خمینی و پیروانش صدها برابر شاه از این چپی ها کشتند اما میبینیم که اینها همچنان حاضرند سگ درگاه آخوند باشند اما حرفی از بازگشت پادشاهی در ایران نباشد!!!

سومی ملی گرایی و شکوه گذشته ایران است که چپی ها هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند که نمونه آنرا در بی تفاوتی مینا احدی نسبت به پرچم ایران و علاقه اش به پرچم سرخ!!! در آن فایل شنیدید.

باز یاد آور میشوم که ما حتی یک کشور کمونیستی خوشبخت و آزاد در دنیا نداریم! همین یک جمله کافیست که جوانهای چپ ما قدری به آنچه باور دارند بیندیشند.


درپایان سه فیلم از نماز جمعه ای که به ریاست کوسه دزد جنایتکار (رفسنجانی) تشکیل شد را با هم میبینیم که در آن وقتی آخوند کثیف طبق معمول شعار مرگ بر امریکا و اسرائیل سر میدهد مردم در جوابش "مرگ بر روسیه" میگویند و آخوندک هرچه سعی میکند شعار را تغییر دهد موفق نمیشود:


Wednesday

ر و ح

ر و ح



با توجه به درگذشت پدرعزیزمان رضا فاضلی بهتر است ابتدا سخن او در مورد "مرگ" را در اینجا بشنویم و ببینید چقدر زیبا موضوع را شرح داده است



یادت گرامی ای بزرگمرد...

در این پست برای آندسته از افرادی که درمورد "روح" رضا فاضلی اظهارنظر میکنند کلیه مطالبی را که این دلبند نازنین ما درمورد روح بیان کرده بود برایتان آماده کرده ام.
وقتی بمیریم چه اتفاقی میفتد؟ - رضافاضلی



در واقع منشا اصلی اعتقاد به روح این است که انسان دوست نداشته بمیرد! برای همین قرنهاست که خود را گول میزند و به خود میقبولاند که با مرگش ماجرا به پایان نمیرسد و یک روح هم در کار است که راه را ادامه میدهد!!!

تاریخچه اعتقاد به روح در کره زمین -رضا فاضلی


در این میان شیادان از راه رسیدند و هریک به شکلی از این حماقت مردم بهره گرفتند و جیب خودشان را پرکردند.


چرا مسئله ماورالطبیعه و روح از طرف مذهبیون حمایت میشود؟ - رضا فاضلی

گروه اول از این شیادان عقیده دارند که این "روح" ها در اصل از ذات خدا جداشده اند و درنهایت پس از یک سیرتکاملی دوباره به ذات خدا برمیگردند و به او ملحق میشوند!!!
خب مگر خدا مرض داشته که یک تکه از خودش را جدا کند و دوباره پس از گذراندن یک پروسه مجددا به خودش وصل کند؟!!

اصلا چرا این تیکه ها!! وقتی از خدا جدا میشوند اینقدر پر عیب و ایراد میشوند و نیاز به تکامل پیدامیکنند؟!! آیاغیر از این است که وجود خدا خودش پرازاشکال و ایراد است که تکه های جداشده اش اینجور مزخرف از آب درمیایند؟؟


آیا روح جوهر وجود خدا ست ؟ !!! - رضا فاضلی


گروه دوم شیادان میگویند این روحها آفریده های خدا هستند و باید مراحل تکامل را طی کنند تا به او بپیوندند!! باز در اینجا باید پرسید این خدای مفلوک آیا عرضه نداشته چیز کاملی بیافریند و باید حتما این روحها انقدر مصیبت و بدبختی تحمل کنند تا کامل شوند؟ پس بااین حساب خدا اگر میدانست چنین چیز ناقصی قرار است بیافریند بسیار غلط فرمود که اصلا آن را آفرید... شاید هم انقدر خودخواه بوده که باخودش گفته من خلق میکنم و به هرحال سرم با دیدن زجر کشیدنش گرم میشود!!! هرجور این ماجرای روح را بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که خدا سادیسم داشته است...
آیا با ازبین رفتن مغز ، روحی باقی خواهد ماند؟! – رضا فاضلی


کتاب "انسان روح است نه جسد" که یکی از بزرگترین کتابها در ارتباط با روح است ادعا میکند که پس از مرگ، روح انسان حتی در جهان دوم و سوم (از هفت جهان روحی) همچنان حواس پنجگانه را دارد!!! پس از شنیدن این فایل خودتان میتوانید درمورد محتویات عاقلانه!!! این کتاب تصمیم بگیرید...
کارخانه روح سازی !! – رضا فاضلی


واقعا کارخانه ای که اینهمه روح را تولید کرده کجاست؟!! البته نظر گروه سوم شیادان این است که این روحها درواقع تعداد ثابتی دارند و با تناسخ دائما از این جسم به آن جسم میروند تا نهایتا به خلوص برسند!!!
این دیگر از همه نظریات قبلی احمقانه تر است.
معتقدین به تناسخ میگویند این عدل خداست که هرروح در زندگی بعدی اش گناهان قبلیش را پس میدهد. یعنی مثلا خمینی در زندگی بعدیش تبدیل به یک بچه معلول میشود تا عذاب بکشد!! حالا باید از این ابلهان پرسید که آخر آن بچه بدبخت مگر یادش هست که قبلا اسمش خمینی دجال بوده؟!! این چه عدالتی است که خدای شما دارد؟ اگر خدای دیوانه شما راست میگفت باید آن بچه معلول زندگی قبلیش در جسم کثیف خمینی را میتوانست بیاد بیاورد تا واقعا عدالت اجرا شده باشد. در این مورد هم باز به بیشعوری و نادانی خدا میرسیم...


ارتباط رویاهای صادقه و روح – رضا فاضلی


تمامی این سه گروه شیادانی که در بالا نام بردم از مسئله "خواب" برای اثبات روح استفاده میکنند که در این فایل رضا فاضلی با بیان تجربیات شخصی خودش در مورد روح و با طرح چند سوال ابتدایی به شما میفهماند که خواب و روح چقدر بی ارتباط هستند.




در پایان، شمارا به شنیدن
یک فایل از رضا فاضلی خوبمان دعوت میکنم که درآن ضمن ابراز بیزاری همیشگیش از آلودگیهای مردم به خدا و دین ، نظر شخصی خود درمورد روح و جن را بیان میکند و همینطور عنوان میکند که چگونه او برای اولین بار دررسانه ها دیوار زشت و سیاه مقدسات را شکست . باشد که ما ادامه دهندگان خوبی برای او باشیم.

یادش گرامی



من به تکرار شب عادت کردم
خو گرفتم به گناه
زندگی مشتي اراجيف نبود ...
زندگی واژه‌ی پوچيست اگر
به خرافات بپيوندد ذهن
و منِ خرد شده
دل به زاری بسپارد هر شب
آسمان ... آسمان است فقط
و در آن هيچ کسی پنهان نيست
و نهان نيست در آن ناکس نيز
روح هم واژ‌‌ه ی بی‌‌ معناييست
همچنانکه بدنت ميرود آرام به خاک
روح هم در بدنِ سردٍ تو ، يخ خواهد زد

شعر از آرتین ... با تشکر از مهرداد نازنینم


پست آینده ،مجموعه سخنان رضا فاضلی درمورد جهان پس از مرگ خواهدبود.



نوشتارهای خواندنی در مورد روح:

( نوشته ای کامل و عالی از آرش بیخدا ی گرامی - مدیر سایت زندیق)


روح و تناقضاتش بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم
چرا "به کمال رسیدن روح" یک حرف بیهوده است؟
(نوشته هایی از کورش بیخدای عزیزم )




Sunday

فیلم مراسم یادبود رضا فاضلی

دوستان گرامی

سرانجام فیلم مربوط به مراسم یادبود رضا فاضلی نازنین منتشر شد

دوستان داخل ایران برای عبور از فیلتر و دیدن این مراسم میتوانند به آدرس
بروند و فیلم را با کیفیت های مختلف دانلود کنند

Saturday

درباره نحوه درگذشت رضا فاضلی نازنین

آیا رضا فاضلی را کشته اند ؟




از زمانی که نازنین ما استاد رضا فاضلی از میان ما رفتند بطور پراکنده اینجا و آنجا صحبت از این بود که این بیماری بطور مصنوعی وارد بدن رضا فاضلی شده است و من با این که بسیار شخصا به این مسئله باور داشتم اما چون دلیل موثقی نداشتم سکوت کردم. تا اینکه...





پس از مراسم یادبود آقای فاضلی نازنین، جناب آقای عباس پهلوان ( که از دوستان نزدیک آقای فاضلی بودند و بسیار همدیگررادوست داشتند) مقاله مفصلی درمورد بیماری رضا فاضلی نازنینم درروز 28 اپریل روزنامه خود (عصر امروز) نوشتند.

در این مقاله ، استاد عباس پهلوان که در تلویزیون آزادی نیز مانند آقای فاضلی برنامه داشتند و آن موقع از نزدیک باایشان هرروزه در ارتباط بودند افشا کردند که از حدود شش سال قبل تا کنون رضا فاضلی دوبار توسط اسلامیون کثیف ، نوشیدنی مسموم نوشیده است.




عباس پهلوان گرانمایه در روزنامه عصر امروز صفحه 2 چنین مینویسد:

در حالیکه رضا فاضلی از سلامتی کامل برخوردار بود هرروز صبح در خانه اش ورزش باستانی میکرد و میل میچرخاند ناگهان در خود احساس ضعف و ناتوانی نمود و این به واسطه مسمومیتی بود که با خوراندن یک فنجان قهوه زهرآلود ، ارگان بدن او را مختل کرده بود.ولی رضا که از بنیه ای قوی برخوردار بودتوانست بر زهری که عوامل رژیم به او در لس آنجلس خورانده بودند فائق شود. ولی اثرات این مسمومیت در بدن او به صورت یک بیماری خونی ماندگار شد و او درصدد معالجه بیشتری برآمد که سلامتی اش را به میزان زیادی اعاده داد.
اما در همین سالهای اخیر بود که برای دومین بار توسط عوامل جمهوری اسلامی از طریق نوشیدنی مسموم مورد یک یورش دیگر تروریستی قرار گرفت و این بار به شدت سلامت او مورد تهدید واقع شد و موجب بیماری پوکی استخوان او گردید که برای معالجه موثرتر چندبار به اروپا سفر کرد. در همین حیص و بیص ...


دوستان این سخنان از زبان مردی که بسیار به رضافاضلی نزدیک بود بیان شده است.
عباس پهلوان انسان شریف و راستگویی است و من یقین دارم او دارد حقیقت را میگوید...



اسلامیون بیچاره...

شما با مردی دشمنی کردید که هیچکس را نکشته بود. هیچ خانواده ای را عزادار نکرده بود. آزارش به یک مورچه نمیرسید. از شنیدن غم هموطنانش اشک از چشمانش جاری میشد حتی در حین اجرای برنامه باآنکه بسیار جلوی خودرامیگرفت تا اشک نریزد اما بارها باشنیدن ایمیلهای هموطنانش گریست و شبها تا صبح بیخوابی کشید...



رضا فاضلی تا ابد زنده است و هزاران رضا فاضلی جوان در ایران بوجود آمده است که مثل گذشته با پخش برنامه های او چه در این سایتها و چه در آینده در تلویزیونها خار چشمتان خواهیم شد. مرا هم که بکشید دیگران ادامه خواهندداد. بنیان پوسیده و گندیده اسلامتان دیگر توان نابودی این رضا فاضلی های جوان را نخواهدداشت. همانطور که رضا فاضلی گفته بود مطمئن باشید رنسانس خاورمیانه از ایران شروع خواهدشد...






پ.ن: با تشکر از بانو پری صفاری (از شیرزنان راه خردگرایی) که در یادبود رضا فاضلی در برنامه شان سخن گفتند و به من هم در بین سخنانشان لطف داشند که بسیار از ایشان سپاسگزاری میکنم



توجه: در پست های آینده آرشیو کامل سخنان رضا فاضلی درمورد روح و جهان پس از مرگ را منتشر خواهم کرد